فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٦ - حكمت و عنايت
شرح فارسى:
توضيح
سلب فاعل بالقسر و دليل آن
از اقسام گ ذشته فاعل مىتوان درباره فاعل بالقسر چ نين اظهار نمود:
اين فرد از فواعل در خارج نه بطور دائم تحقّق دارد و نه بنحو اكثر بلكه شاذّا
و نادرا اتّفاق مىافتد كه فاعلى اين چ نين باشد و دليل اين مدّعا را مرحوم مصنّف
اينطور بيان مىفرمايد:
بلاشبهه حضرت حقّ جلّت عظمته حكم على الاطلاق بوده و تمام افعالش
ناشى از حكمت است و مقتضاى حكمت و عنايت حضرتش اين است كه هر
مخلوقى و ممكنى كه قطعا از روى حكمتش موجود شده بهدف و غايتى كه بر آن
مترتّب است نائل شود زيرا در غير اين صورت حكمت و عنايت بىاثر مانده و لازم
مىآيد كه اين دو را از افعال حضرتش سلب كنيم و آن امرى است مستحيل و
غير ممكن.
حكمت و عنايت
براى حكمت هفت معنا نقل شده:
١- علم بحقائق اشياء بقدر توانائى كه در بشر هست.
٢- حركت نفس بطرف كمال علمى و عملى.
٣- علم بطرق معرفت حقتعالى.
٤- علم باسباب و علل تكميل قواى انسانى.
٥- از نظر عمل تشبّه بخالق تعالى پ يدا نمودن چ نان چ ه حديث شريف قدسى
« عبدى اطعنى اجعلك مثلى، انا اقول كن فيكون انت تقول كن فيكون» اشاره بهمين قسم
است.
٦- حكمت عبارتست از علم به اسباب و علل قصوى.
٧- حكمت عبارتست از مبدل شدن انسان مادّى بعالم عقلى.
عنايت: اهل دانش در تعريف آن گ فتهاند: